پاییـــــز بمان

دوشنبه سیزدهم آذر ۱۳۹۱
عکاس:مهرزاد پاکدامن

پاییـــز،آســمان به تو تکیه داده است.نردبان چوبی بهانه است،تا باغبان پیر با هیزم و قوری زغالی اش چای دم می گذارد و هنوز زمستان از راه نرسیده است،فرصت ماندن هست.بمــان
نیره نورالهدی.پاییـــز 91

عکاس:مهرزاد پاکدامن

 

نـــذرتان قبـــول

چهارشنبه یکم آذر ۱۳۹۱

غروب آنروز،تک تک مغازه های خرازی فروشی را برای خریدن
زرورقهای سبز زیر پا گذاشته بود،مادرش سفارش کرده بود چند دیس پر از نقلهای رنگی روی میز را از مدرسه که برگشت داخل زرورقهای سبز بسته بندی کند تا روزهای محرم بین عزاداران حسینی تقسیم کند.باران بیرون پنجره تند می بارید.باد سردی از درز پنجرها بداخل خانه گرمشان می زد.بخاری گوشه اتاق آبی می سوخت.شبنم بس که دویده بود،پاهای کوچکش درد می کرد.کنار گرمای بخاری نیم سوز،مشقهای فردا و پس فردایش را می نوشت که درب خانه را زدند.درب را که باز کرد،یک سینی با ظرفی نذری پشت درب بود.و صدایی که فقط گفت:این نذری مال شماست.شبنم در حالیکه ظرف را برمی داشت گفت:قبول باشه

نیره نورالهدی.محرم ۹۱

 

اسلایدر