این برمی دارم های مانا
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت ۱۳۹۲
صدای پنکه و کولر تنها ترانه بعدالظهرهای گرم تابستانی که در سکوت خانه هر روز می شنوم،پدر در خوابی نه چندان عمیق است که روانداز چهارخانه نخی را تا روی شانه هایش بالا می کشم،آرام سرم را از روی دستش برمی دارم.با تو قرار گذاشته بودم بعد نهار زیر سایه بان حصیری مغازه،کنار خانه مان،همدیگر را ببینیم.بلوز سفید شسته شده روی بند رخت را می پوشم،بی مهابا کفش های دمپایی آبی ام را از زیر سایه درختهای انار، برمی دارم و همانطور که پاورچین پاورچین،با پای برهنه، به درب ورودی حیاط نزدیک می شو م یادم می آید،روسری آبی را که مادرم دیروز برایم خریده،هنوز سرم هست.بی قرار خاک بازی ،یک میخ و یک قوطی کبریت از خنکای طاقچه آشپزخانه برمی دارم،تا در آسفالت کوچه با هم یک خانه گلی درست کنیم.وقتی کنار مغازه می رسم تو قبل از من خانه گلی کوچکی ساخته ای.یادم هست موقع خداحافظی، تل راه راهت را به یادگار روی سرم گذاشتی و من چیزی نداشتم به تو بدهم، بجز لبخندی با لبان بسته که در قاب نگاه هر دوی مان ماندگار شد.
نیره نورالهدی
عکس از هنرمند گرانقدر"حسین جوادی"
ماه باران
جمعه بیستم اردیبهشت ۱۳۹۲
ماه اردیبهشت،ماه باران هم که باشد و باران هم که نیاید،طراوت و تازگی هوا در نسیم های گاه و بی گاه خبر از در راه بودن ابرهای پر باران را نوید بخش است.روبروی افقی بارانی که بنشینی،باز هم می توانی به کویری بی انتها بیندیشی،در بیکران ذهن مه گرفته مان،دستی ماواری گیتی خواهیم دید و بودنش را با تمام وجود حس خواهیم کرد،که چه سخاوتمندانه ابرها را خاصیت باران می بخشد و کویر را خاصیت وسعت،آنگونه که به مرور این ویژگی در اعماق شخصیت شان نیلوفرانه ریشه می دواند،افق دریـــا با افق کویـــر جایی به هم پیوند می خورد که ابرها با هم و رودرروی هم یک دل سیر گریسته باشند.
نیره نورالهدی
مجموعه داستانی"همین جا کنار من-نیره نورالهدی"
شبستان سالن ناشران عمومی-راهروی 31 - غرفه 22 -انتشارات آهنگ قلم
11 تا 21 اردیبهشت
ساعت 10 الی 20
بیست و ششمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران
نقد نویسنده معاصر"کرم رضا تاج مهر"بر مجموعهداستانی «همین جا، کنار من» نوشتهی نیره نورالهدی
شنبه چهاردهم اردیبهشت ۱۳۹۲
همین دیدگاه در پایگاه خبری لهور
شکستن قاعدهها یا به تعبیری خارج از چارچوب عرفی آنها عمل نمودن همواره غیرمتعارف و با واکنشهای مختلفی مواجه بوده است. این مسأله در همهی حیطهها از جمله هنر و مشخصاً داستاننویسی وجود داشته و به نظر میرسد در آینده هم وجود خواهد داشت. به هر حال خواسته یا ناخواسته قواعدی شکل میگیرند که مانند وحی منزل، رعایت آنها واجب میشود. این در حالی است که از یک طرف کلاً مقولهی هنر، بر مبنای خلاقیت استوار است...
ادامه مطلب
"ایوب بهرام نویسنده و منتقد ادبی معاصر:بیشتر داستان های این مجموعه از زمین شروع می شوند ودرپایان به ماورائ ختم می شوند ویا حد اقل نظر دارند. اخلاقیات دستمایهی بیشتر داستان هاست، دوستی، محبت، نگاه به گذشته در جای جای داستانها دیده می شود.اما چیزی که در بیشتر داستان ها دیده می شود مسئله تنهایی انسان امروزی است، چنانکه گویی نویسنده در جای جای این مجموعه، تنهایی انسان امروزی را جار می زند...
ادامه مطلب
