کوبش تگرگها بر دیوار سبزپوش حیات
شنبه دهم خرداد ۱۳۹۳پس از باران تند بهاری، تمام روزنه های برگ ها برای نفس کشیدن، زنده می شوند،آواز پرنده های کوچک تنها صدایی ست بعد ترانه باران که امروز با دوست زمستانی اش،تگرگ،مهمان باغچه های کوچک خانه هامان بود.آلبالوهای تازه رسیده هم تاب این ریزش یکصدا را نداشتند ،زیختند پای درخت،یک در میان تگرگهای سپید بود و آلبالوهای خیس.دیوار بلند سبزپوش از چسبکهای ترد،،تنها مخاطب شنوایی بود برای کوبش محکم تگرگ ها.
ببار ای ابـــر
پنجشنبه یکم خرداد ۱۳۹۳این روزها دل آسمان مدام می گیرد،اما نمی بارد.ابرهای سنگین،بی صدا از بالای سرمان می گذرند،بدون اینکه از برخوردشان صدای رعدو انعکاس برقی به زمین برسد.فقط باد گاهی با سرمایی دلنشین همراه صدای قمری ها از دور دستها تا کنار چشمه حیات می آید و بعد نوشیدنی کوتاه،می رود.ماندنش آنقدر پرکشش است،که وقتی می رود،هوا از حضورش تا ابد در آرامش است،درست مثل انعکاس تصویر ماه در برکه ای آرام تا زمانی که دستی رفت و برگشتش را بر هم نزده است.
نیره نورالهدی