شطح /نقد عکس"آرامش در یک بعدالظهر تابستان"
جمعه یازدهم مرداد ۱۳۸۷
سارا به آرامی سرش را از روی دست پدر برداشت.پدر غرق در خواب بعدالظهر تابستان بود.سارا پاورچین پاورچین کفشهای دم پایی صورتی اش را پوشید.نگاهی به پرده ها ی آبی که از باد کولر حرکتی آرام داشت انداخت.سکه درون دستش را لمس کرد و با خوشحالی برای خریدن یک بستنی به بیرون از خانه رفت.وقتی برگشت پدرش هنوز بیدار نشده بود.در کنارش دوباره دراز کشید و به صدای کولر گوش داد.