من می نویسم.تو می نویسی.او خواهد نوشت.
جمعه هجدهم دی ۱۳۸۸
بر تك تك برگه هاي کاهی و سپید خواهم نوشت: داستاني كوتاه.شعري.ترانه اي رنگين.سرودي آهنگين.تو هم خواهي نوشت داستانت را بعد فراخوان.خواهند رسيد يك به يك داستانها.داستانهايي كه از صندوقچه هاي معطر ذهنهاي داستاني- چمدان سفر برمي بندند.بليط قطار مي گيرند.بر روي فيبرهاي نوري سوارمي شوند- تا برسند از گرد راه.به پيشوازشان مي رويم با فانوسي در دست.ما آنها را يك به يك خواهيم خواند و دانه دانه خواهيم چيدشان برقالبهاي حروفچيني. تا حك شوند براي هميشه در كتابي ماندگار.روشنايي در اين نزديكي ها دوباره سو سو مي زند.
نيره نورالهدي
ديماه ۸۸