ای نامه که می روی به سویش
دوشنبه سیزدهم خرداد ۱۳۹۲
امروز صبح زود اولین کاری که قرار بود انجام بدهم،فرستادن یک بسته پستی برای یک دوست نادیده بود،آدرس خانه اش را مدتی قبل در دفترچه ام یادداشت کرده بودم.فرصت یار نشد برایش بفرستم.تا اینکه یکی دو روز قیل آدرس را مجدد از او خواستم.برایم نوشت.اما وقتی جلوی باجه پست دو آدرس را با هم مطابقت دادم،چون آدرس قبلی را با عجله نوشته بودم،شماره خیابان و پلاک ها با هم یک شماره تفاوت داشت،با نگرانی بسته را به هر دو آدرس فرستادم.وقتی بسته را متصدی پست از دستم می گرفت،تنها دلداری گرم او بود که آرامم می کرد وقتی به او گفتم:تردید دارم در شماره خیابان ،گفت:می رسد،حتما می رسد،به هر دو خیابان خواهند برد تا پیدا کنند.و نگاه نگرانم را با آن بسته به خیابان دویست و هفدهم پست کردم.خدا کند بعد تعطیلی بدست دوست مهربانم برسد.